!در خراب است، زنگ بزنيد
سلام.
ايندفعه نوشتهمون يه خورده فرق داره. اين متنو دوستم نوشته. منتها مال اون زمانيه كه ما هنوز با هم نمينوشتيم. يعني هنوز با هم رفيق نشده بوديم و هر كي واسه خودش كار ميكرد. از اين به بعد تمام متنايي كه مي ذاريم و فرديه يعني يكي از ما دو تا نوشته، مال همون موقعهاست. چون بعد از اون هميشه با هم نوشتيم. الآنم چون دوستم نبود كه بخواد وبلاگو با نوشتۀ خودش به روز كنه من اين كارو كردم. با هم ميخونيم.
***اقدام به خودسوزي***
میخوام براتون از یه ماشین آتیش گرفتۀ آتيشي بگم. اِ فهمیدین؟! خوشم اومد. آره، چون که پیهاش به تن اکثر قریب به اتّفاق خورده، دیگه مثل گاو پیشونی سفید شده. فقط بگو 405 میگه پواااااااااا...
جونم براتون بگه که رانندۀ محترم تو 405 اِش نشسته و زبونم لال، روم به دیوار داره مثل بچّۀ بلانسبت آدم رانندگیشو میکنه، یهو دهنِ زمین وا میشه و چرخ 405 رو تو خودش گیر میندازه. 405 هم آتیشی میشه و میزنه به سرش، اعصاب معصاب قاراشمیش، میگه چرا با من این کارو کردی؟ نمیبینی من دارم میام؟ حالا با اعصاب من بازی میکنی؟ چرا من باید از دست همه بکشم؟ دیگه خسته شدم، باک من پر نمیشه از بس که چاله چولهست. الآن خودمو از دست همتون راحت میکنم و میخوام آتیش بزنم به مالم، برید کنار، برید کنار، ولم کنید ...
بله، دیدین چه راحت و سرِ چه چیزای الکی و پیش پا افتاده، 405ها آتیشی میشن و دست به خودسوزی می زنن؟
تازه بعضیاشونم از گرونی بنزین و سهمیهبندیشه که برای اعتراض و اعتصاب دست به خودکشی، نه ببخشید خودسوزی میزنن. آخه گناه این ماشینای بدبخت چیه که به جای ما آدما باید بسازن و بسوزن، هان...؟
یارو دلش خوشه که 405 خریده و دیگه خيلي باکلاس و باسرعت میتونه تو اتوبان و کوچه و خیابون ویراژ بده و لایی بکشه، اونم چی 200 تا سرعت پر میکنه و بیخیال میشه از همۀ چاله چولههای پیش پا افتادهش. ولی نه، انگاری این خبرا نیست. اوضاع داره بیریخت میشه. هنوز گاز نداده ماشینه داغ میکنه و عصبي و آتيشي ميشه و یکی دوتا جرقّه و بعدشم پوااااااااااااااا...
ميدونيد نظر من چيه؟ اين ماشينا جون ميدن برا يه عمليات انتحاري. اصلنشم من يه پيشنهاد بهتر دارم. بهتر نيست اين ماشينارو كادوپيچ شده بفرستيم براي اسرائيلي جماعت و سرشون گول بماليم؟ اينطوري از 405هاي كم حوصله استفادۀ بهينه ميكنيم
شاد و موفّق باشيد.
خدانگهدار